میناکاری، هنری پرفروغ در آسمان تاریخ ایران

کاسه بشقاب مینا

میناکاری، هنری پرفروغ در آسمان تاریخ ایران

درخشش خیره‌ کننده‌ی آبیِ آسمان بر پیکره‌ی آن هوش از سر آدمی‌ می‌رباید. میناها هنرِ دستِ مردمانی ست نیک اندیش از سرزمین ما که گویی خاکش را به هنر سرشته‌اند. سرزمینی که مهد تمدن است و هنر.

میناکاری هنری ست زیبا و ظریف با نقوش و طرح‌های آسمانی‌اش که مینو یا همان بهشت را نیز تداعی می‌کنند. از سویی دیگر با نگاهی ژرف به آن، گویی در دریایی از شگفتی و هنر غرق می‌شوی. هنری را به تماشا می‌نشینید که بند بند آن از سرانگشتان مردمی خوش ذوق و پر از مهر و معرفت چکیده است.

میناکاری‌ها جان گرفتن رنگ‌ها و نقش‌ها هستند بر بدنه‌ی بی جان فلز. فلزی که هنرمند میناکار از روح بزرگ خود بر آن می‌دمد و در نهایت آتش و فلز و رنگ دست به کار می‌شوند و شاهکاری خلق می‌کند از جنس معرفت و عشق که روایت‌گر اندیشه‌های نیک و باورهای آسمانی اوست و جهانیان را به تماشای شکوه و هنر خود می‌نشاند.

میناهایی باشکوه در دستان مردانی از سرزمین پارس

هنرمندان میناکار یا همان دوتگران چیره دست ما در طول تاریخِ این هنر ارزشمند، با روش‌هایی پیچیده و ظریف که مهارت، دقت، بردباری و ظرافت بسیاری می‌طلبید به خلق میناهایی چشم نواز پرداخته‌اند.

  • آنها در آغاز ظرف مناسب برای میناگری را انتخاب و به روش‌های خم کردن یا چکش خواری آماده می‌ساختند. فلزاتی مانند طلا، نقره و مس فلزاتی هستند که میناکاری عمیق‌تر از هر جنس دیگری بر جان آنها می‌نشیند.

در گذشته‌های دور طلا به واسطه‌ی درخشندگی خیره کننده و ماندگاری بی‌نظیر، بیشترین و بهترین انتخاب برای خلق میناها بوده‌اند. همچنین طلا تنها فلزی ست که در هنگام ذوب شدن در دل آتش، اکسید نمی‌شود به همین خاطر ظرافت و جزئیات نقش‌و نگارها تمام و کمال بر روی آن نقش می‌بستند.

با گذر زمان مس‌ها به جهت دوام و استحکام بالا، شکل پذیری بیشتر و قدرت چکش‌خواری و همچنین قدرت جذب لعاب بیشتر نسبت به سایر فلزها، میناهای بیشتری خلق کردند.

  • پس از آماده سازی ظروف و زدودن هرگونه آلودگی و گرد از آنها، بدنه آنها را با لعاب‌ می‌پوشانند. لعاب سفید ماده‌ای ست ساخته شده از چندین ماده معدنی که گاهی به دانه را به سبب غلظت فوق‌العاده‌اش به آن می‌افزایند. ظروف میناکاری به دفعات پس از فرو رفتن در لعاب و خشک شدن، توسط میناگر درون کوره آتش در دمایی حدود 750 درجه سانتیگراد پخته می‌شوند.

فطرت وجودی لعاب و آتش در کنار هم، استحکام و مقاومت بالای این آثار را در برابر شکستگی‌ها باعث خواهد شد.

  • و حال نقطه‌ای ست که شور و شوق و شکوه ایرانی به اوج خواهد رسید. ظروف فلزیِ لعاب کاری شده آماده‌اند تا هنرمندان نگارگر تمام ذوق و معرفت و عشق خود را بر پیکره‌ی فلزات جاری سازند.

نقش و نگارهایی که فقط و فقط متعلقند به ایران و هنر ایرانی. آنجایی که غنچه‌های ختایی در پیچ و خم‌های دلفریب اسلیمی جای خوش می‌کنند و گل و مرغ‌های چشم نواز و صحنه‌های شکار و شکارگاه و چهره‌های نیاکان سلحشور ما بر میناها به تصویر کشیده می‌شوند و بر آن رنگ‌های لاجوردی و فیروزه‌ای و سبز و سرخ می‌پاشند دل جهانیان را خواهند برد.

داستان رنگ‌ها هم شیرین است و شنیدنی. رنگ‌هایی که هرکدام با آمیختگی موادی از دل طبیعت توسط مردمان هنرمندمان که گویی علم شیمی هم می‌دانستند، حاصل شده‌اند. این رنگ‌ها که عمدتا پودر اکسید فلزات بوده‌اند در محلول صمغ عربی و گلیسیرین یا جوهر کاج یا جوهر اسطوخدوس حل می‌شدند و آماده بودند تا بر جان میناها بنشینند.

بیهوده نیست که آثار به جای مانده از نیاکانمان، چنان بر بر روح و جانمان اثر می‌گذارند گویی آیینه تمام نمایی هستند از ذات خوش آنان و دنیایشان. چرا که ذره ذره این هنرها از طبیعتی برگرفته شده‌اند که ما نیز از آنیم.

  • حال که نقش و نگارها و رنگ‌ها بر مینا پاشیده شدند، هنرمند میناگر باری دیگر این آثار زیبا را به آتش می‌سپارد تا رنگ‌ها پخته شوند و ثبت گردند بر قامت مینا. این خود نیاز به ظرافت و دقت و علمی می‌طلبد بسیار. چرا که اگر آتش کوره بیش از نیاز سوزنده و داغ باشد، جاری شدن رنگ‌ها و یا نفوذ رنگ‌ها به لعاب اولیه را در پی خواهند داشت و از سویی دیگر اگر حرارت کوره کمتر از آنچه نیاز است، باشد، رنگ به خوبی پخته نخواهد شد و حتی ممکن است کدر و بی جان شود.
  • در پایان میناها را با لعابی شفاف می‌پوشانند و در کوره می‌گذارند تا لعاب پخته شود و شاهکاری خلق می‌شود که دل جهانیان را خواهد برد.

میناکاری‌ها در گذر زمان

میناکاری هنری ست 5 هزارساله. با شکوه و عظمتی به بلندای تاریخ ایران زمین. همانطور که باستان شناسان پیدایش و ظهور آن را متعلق به مردمان پارس می‌دانند.

طی کاوش‌هایی گوشواره‌های مزین شده با لعاب شیشه‌ای مینا کشف شده که متعلق به سده هفتم و هشتم پیش از میلاد می‌باشد. همچنین بازوبندی میناکاری شده در نهاوند یافت شده که به دوره هخامنشیان باز می‌گردد و این‌ها مدعاهایی هستند بر ایرانی بودن مینا و هنر میناکاری.

سلجوقیان اوج شکوفایی و تکامل میناکاری را با چشمان خود دیده‌اند. از نمونه‌های نفیس و گرانبهای آن سینی آلب ارسلان است که با هنر میناکاری زینت داده شده و هم اکنون در موزه صنایع ظریفه‌ی بوستون نگاهداری می‌شود.

قدر و منزلت میناکاری در قاجاریه کمتر دانسته شد و موجبات کمرنگ شدن و از تاب و تب افتادن این هنر بی بدیل فراهم گردید. اما خوشبختانه دیری نپایید که شکرالله صنیع زاده که در کارگاهش هنرمندان بزرگی رشد یافتند این هنر بی فروغ شده از دوران قاجاریه را ، احیا کرد و به روزهای باشکوه خود بازگرداند.

امید که ما میراث‌داران به حق و شایسته‌ای برای این هنر نفیس و ارزشمند که شکوه و عظمت کشورمان در بند بند آن موج می‌زند، باشیم. و تلاش کنیم این میناکاری‌های زیبا و تمامی باورهای و اندیشه‌های نیک نهفته در آن در گنجینه‌ی دلمان محفوظ بماند تا مبادا غبار غفلت و فراموشی بر آن نشیند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شروه کنید به نوشتن و دکمه اینتر را برای جستجو بزنید

سبد خرید