سپنتا ارمیتی الهه عشق ایرانی

سپنتا آرمیتی، ایزد بانوی عشق

مفهوم عشق را در هر فرهنگ و آیینی بجوئید به تعریفی واحد و یکتا خواهید رسید. حتی کلمات و زبان ها و باورها نمی توانند این معنای واحد و بی همتا را از این مفهوم زیبا که تنها محدود به آدمی نیست بگیرند. آدمیان نیز در تلاشند دست به دامان بهانه هایی شوند مغتنم تا عشق را با تمام پیام و ارزشمندی اش نثار همراهان و همدمان زندگی خود کنند. و هیچ محدوده و نقطه جغرافیایی این ارزشمندی و مفهوم را محدود و نابود نخواهد کرد. سال هاست که مردمان کشور ما 14 فوریه مصادف با 25 بهمن ماه ولنتاین را که خاستگاه آن روم باستان می باشد فرصتی زیبا دانسته اند برای ابراز مهر خویش به عزیزان خود. مقصود مذمت و یا سرزنش این عمل نیست. چرا که هر بهانه ای که باعث جوشش عصاره عشق در وجود آدمی شود زیباست. اما ایران ما خود اسطوره هایی دارد سرشار از داستان هایی زیبا و توامان با مهر و عشق. که زیباتر خواهد بود تا با شناساندن سپنتا آرمیتی این بانوی حامی و نگهبان، برای نثار عشق به یکدیگر بهانه ای داشته باشیم که از خاک دیار خودمان برخواسته و شکوه و عظمتی که کم از بهانه های ملل دیگر نخواهد بود هیچ، بسیار فاخرتر و اصیل تر نیز می باشد.

درست آن هنگام که اهورامزدا یاران خود را که از ذات پاک خود اویند و مشاوران او در آفرینش و رستاخیزند به سوی زمین روانه کرد تا صلح و عدالت را بر روی آن جاری سازند و راهبر نیکوکاران به بهشت باشند. شش یار نامیرای مقدس یا همان امشاسپندان شامل بهمن و اردیبهشت و شهریور که ایزدان مذکر هستند و سپندارمذ و خرداد و مرداد که ایزد بانوانی هستند که از اندیشه و گفتار و کردار نیک برخوردارند و تجلی گر صفات بارز و بی نقص خداوندگار هستند. و هر کدام به نوبه خود بخشی از شکوه خداوندی را به زمینیان می شناسانند و مسئولیتی خطیر را بر عهده گرفته‌اند.

بهمن یا وُهومن موکل و پشتیبان حیوانات و جانوران شد. اردیبهشت که از زیباترین آنهاست ناظر است بر رویندگان و گیاهان، چنانکه گندم ها به سامان رشد کنند و وظایفی دیگر از این دست. او نگهبان گیاهان است و مرغزاران. شهریور سومین امشاسپند اهورامزداست که مظهر شهریاری و فرمانروایی جوانمردانه است. او بیچارگان و درماندگان را در محافظت خویش در خواهد آورد و بدی ها و ستم ها را نابود خواهد کرد. خرداد نگهبان آب هاست و نماد زندگی. همانطور که شادابی رویندگان از حسن وجود اوست. و مرداد که نامیرای نامیرایان است و نماد جاودانگی و بی مرگی.

سپنتا آرمیتی صفت چهارم زیبای خداوندی ست. خداوند متواضع و مقدسی که در پنجمین روز از آخرین ماه سال متجلی می شود. سپندارمذ یا اسفندمذ هم از یاران نامیرای فروتن اهورامزداست که به پاسداری و نگاهبانی زمین گماشته شده است. همان ایزد بانویی که زمین را از شیطان صفتان ایمن نگاه خواهد داشت. سپندارمذ لقب زمین است. بی جهت نیست که نام آخرین ماه از فصل زمستان را اسفند یا سپندارمذ نهاده اند. چرا که نخستین جوانه ها سر از خاک در می آورند و زایش زمین را مژده خواهند داد. زمینی مهربان، فراخ، بارور و زاینده که تمامی رویندگان و جانوران و انسان ها را بر گستره ی خویش به مهر پذیرفته و از عشق درونی خویش آنان را سیراب می کند. به گزاف بانوان را به زمین تشبیه نکرده اند. بانوانی که موجودی همچون خویش در وجود بزرگ و قدرتمند خویش می پروراند و از نور درونی خود، عشق و مهری بی نظیر او را تغذیه خواهند کرد. و فارغ از قدرت باشکوه باروری بانوان، استواری، صبوری، تواضع، تقدس و عظمت روح شگفت انگیز بانوان گواهانی محکم هستند بر شباهت آنان با زمین. و شاهدانی هستند  از تمامی صفات نیک اهورایی بر زمین. به همین خاطر ایرانیان باستان روز پنجم از آخرین ماه سال در گاه شمار زرتشتی را روز سپندارمذگان نام نهادند و جشن ها بر پا کردند به گرامیداشت بزرگی و عظمت بانوان و عشق. جشن هایی با آداب و رسومی زیبا و متفاوت و تشریفاتی ویژه که زنان را ارج می نهادند. در گذشته های دور این روز که روز بزرگداشت ایزد سپندارمذگان بوده، زنان بر تخت سلطنت می نشستند و زمام امور را به دست می گرفتند. پیشکش هدایایی سرشار از عشق از جانب مردان به همسران و دختران رسمی بسیار زیبا بوده که گواهی ست از کهن بودن جایگاه عشق در میان ایرانیان.

گویی مفهوم زمین و زن و عشق هیچ گاه از هم جدایی پذیر نخواهند بود. و تنها در کنار هم شکوفا خواهند شد. سپندارمذ یا همان سپنتا آرمیتی را هم روز پاسداری و حفاظت از زمین دانسته اند هم روز ارج نهادن و گرامیداشت بانوان و هم روزِ همان پیشکشی که زمین و زنان بر دنیای خویش می تابانند. روز عشق. همان روزی که آدمیان عشق نهان شده در پستوی دل هایشان را فریاد خواهند زد و هدیه ای سرشار از مهر را نثار دلدار خود خواهند کرد. خواه مادر باشد، خواه دوست، خواه عشق.

زرتشتیان بر این باور بوده اند سپندارمذ یا سپنتا آرمیتی، همان ایزد بانوی موکل زمین و مظهر محبت و بردباری اهورایی، موظف خواهد بود تا زمین را همواره خرم و سبز و آباد نگاه دارد و هر که کشت و کار کند و خاکی را آباد، سپندارمذ نیز از او خشنود خواهد شد. به همین خاطر در این روز در کنار تمامی رسم های خود مانند پوشیدن لباس نو، درخت هم می کاشتند. در این روزها زرتشتیان به رسم دیرینه به جشن و سرور می پردازند، به یکدیگر هدایایی سرشار از عشق پیشکش می کنند و مانند باقی جشن های ایرانی به دور هم جمع می شوند و ساعاتی را به تبادل عشق می پردازند و محبت.

زرتشت همواره سپنتا آرمیتی یا سپندارمذ این یاورِ مهرآفرین و عشق پرور خود را همچون یاری قدرتمند برای مسئولیت هایی مهم شانه به شانه خود داشته است. برای بخشیدن برکت و طراوت به کشتزارها و چراگاه ها، برای آرامش زندگی جانوران، برای برپایی فرمانروایی های نیک و مردم دارانه، برای زندگی پاک، برای خلق فکر و اندیشه نویسندگان و کاتبان، برای شفای آتوسا همسر اردشیر دوم و حتی برای یاری به دختر خویش “پوروچیستا” برای انتخاب شریکی نیکو در زندگی، در همه این لحظات سپنتا آرمیتی یار و یاور زرتشت بوده است.

در گاه شمار زرتشتی شش ماه اول سال سی روزه می باشد. به همین خاطر این جشن باشکوه سپندارمذگان را در روز پنجم از ماه اسفند برگزار می کردند. در حالی که در تقویم شمسی یا همان خورشیدی که امروزه روزها و رخدادهایمان بر اساس آن رقم می خورد، شش ماه اول سال سی و یک روزه می باشد و این ضیافت عشاق در 29 بهمن هر سال همچنان در بسیاری از نقاط سرزمین پهناورمان شادمانه برگزار خواهد شد. روزی که زمین پهناور و بانوان نیک اندیش و عشق در کنار هم تجلی می یابند و مژده وفاداری و صلح و سازش را به جهانیان خواهند داد.

و چه رسمی نیکو خواهد شد اگر ما مردمان ایران زمین باری دیگر دست در دست هم دهیم و آیینی دیگر از آیین های کهن خود را زنده کنیم و روز سپندارمذ را در ستایش زمین و زنان و تقدس عشق در کنار هم با شور و شعف و شادمانه جشن بگیریم.

ناگفته نماند که گویی جشنی با نام اسفندی همچنان این روزها در قلب ایران زمین در نواحی همچون اقلید و کاشان و محلات برگزار می شود و بسی جای خوشحالی می باشد. اما مقصود پر رنگ تر شدن این آیین در دل همه مردم ایران زمین است. آنچنانکه همچون نوروز که برای رسیدن آن لحظه شماری می کنیم، سپنتا آرمیتی این ایزد بانوی بزرگ را در قلب خویش پذیرا باشیم و رسالت او را که پراکندن مهر و طراوت و عشق در پهنه زمین است به جای آوریم. و 29 بهمن هر سال را روز موعودی قرار دهیم برای نثار عشق و شور و شادی.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شروه کنید به نوشتن و دکمه اینتر را برای جستجو بزنید

سبد خرید